خرید بک لینک

بعد از مدت هـــــا ...

بالاخره تلاشای آقای پدر نتیجه داد و از شنبه تو یه شرکت مشغول شدم ... البته با مهندسه که صحبت کردم، قرار شد فعلا یه ماه باشم (با مختصری حقوق) که اگه از کارم راضی بود، حضورم ادامه دار و ثابت باشه ... ساعتِ کاریشون 8 صبح تا 8 ِ شبه و گروه طراحی و معماریشون که دو تا دختر و دو تا آقا هستن، اکثرا از 9 میان تا 5 ِ عصر ... محیطش خوبه و نکته ی مثبتش اینه که از همین اولِ کار -با نظارتِ اون دو تا خانم- رو پروژه های اصلی و در حال اجراشون کار می کنم ... کاش حداقل یه سال اینجا موندنی باشم و بعدش که جنابِ برادر زمزمه ی از ایران رفتن رو سر داده، کاراش جور بشه و منم پُشت ِ سرش برم ...!

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 18:50

صفحه بندی