خرید بک لینک

جون می کَنیم ... می دونیم تــه ِش هیچـــی نیست و فقط در جا زدن ـه، ولی باز َم جون می کَنیم ؛ چون چاره ای نداریم ... چون این همون چیزی ـه که تو این چهل وِ یک سال سراسر نکبت و بدبختی، از جوون ِ ایرانی انتظار رفته : "مثل یه حیوون دست آموز برای زنده موندن جون بِکَن ... نبین ... نَشنو ... نَپرس ... کــور باش ... کــر باش ... لــال باش ... به درَک که سکه شده سیزده میلیون ... فدای سر آقازاده ها که دلار شده بیست وُ هفت هزار تومـن ... گور ِ بابای آینده ای که حتی نمیتونی برای خودت تصور کنی ..." ما آدم ـای عادی، ما عــوام، فقط زندگی می کنیم تا به وقتش بمیریم ... هر روز افسرده تر ... دلمرده تر ... پیرتر ...

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:28

صفحه بندی